1
00:00:07,770 --> 00:00:08,570
‫عاشقشم!

2
00:00:16,150 --> 00:00:17,410
‫آره، آره!

3
00:00:24,410 --> 00:00:25,630
‫چه نازه!

4
00:00:25,900 --> 00:00:27,380
‫خیلی ممنونم.

5
00:00:28,630 --> 00:00:33,060
‫طرحش خیلی قشنگه.
‫ولی حس می‌کنم برای من زیادیه و حیفه.

6
00:00:33,060 --> 00:00:34,500
‫کاملاً در اشتباهی.

7
00:00:34,500 --> 00:00:36,850
‫اینو انتخاب کردم *چون*
‫خیلی بهت میاد.

8
00:00:37,870 --> 00:00:38,810
‫تازه...

9
00:00:38,810 --> 00:00:40,900
‫ما هنوز اول راهیم.

10
00:00:43,010 --> 00:00:44,230
‫اینا رو می‌بریم.

11
00:00:44,750 --> 00:00:46,200
‫اینا هم مال ما.

12
00:00:46,200 --> 00:00:47,690
‫اینا رو هم برمی‌داریم!

13
00:00:48,060 --> 00:00:51,140
‫چی؟ همه اینا رو برای من خریدی؟

14
00:00:51,140 --> 00:00:52,220
‫معلومه که خریدم.

15
00:00:54,160 --> 00:00:58,510
‫ببخشید که مجبور شدی این‌همه
‫برام پول خرج کنی.

16
00:01:00,350 --> 00:01:01,640
‫ارباب؟

17
00:01:02,330 --> 00:01:06,840
‫همونطور که گفتم...
‫وقتی تو خوشحالی، منم خوشحالم.

18
00:01:07,470 --> 00:01:09,520
‫پس دیگه نگران این چیزا نبا...

19
00:01:10,010 --> 00:01:12,890
‫بکشین کنار، برده‌های لعنتی.

20
00:01:13,880 --> 00:01:15,010
‫میل‌کیت.

21
00:01:16,030 --> 00:01:17,850
‫به دل نگیر، باشه؟

22
00:01:17,850 --> 00:01:19,060
‫بکش کنار!

23
00:01:19,910 --> 00:01:21,160
‫چته تو؟!

24
00:01:21,160 --> 00:01:22,100
‫اونان.

25
00:01:22,420 --> 00:01:24,560
‫گروه «دین» از انجمن صنفی.

26
00:01:24,560 --> 00:01:26,690
‫کیفم رو پس بده!

27
00:01:25,190 --> 00:01:26,230
‫برگرد اینجا!

28
00:01:27,180 --> 00:01:29,030
‫یکی جلوشون رو بگیره!

29
00:01:32,490 --> 00:01:34,470
‫میل‌کیت، مراقب وسایلمون باش.

30
00:01:34,470 --> 00:01:35,870
‫چشم.

31
00:01:37,700 --> 00:01:41,040
‫ممنون، دستکش‌های نفرین‌‌شده.
‫بدنم سبک‌تر شده.

32
00:01:47,630 --> 00:01:50,070
‫لعنتی، همون دختر بردست.

33
00:01:53,180 --> 00:01:55,700
‫بی‌زحمت ترتیب اون یکی رو بده، باشه؟

34
00:01:54,050 --> 00:01:55,680
‫فرار فرار فرار

35
00:01:55,700 --> 00:01:57,220
‫«باشه»؟

36
00:01:59,670 --> 00:02:02,500
‫گندش بزنن! دختره هنوز دنبالمونه!

37
00:02:02,500 --> 00:02:03,640
‫وایسا!

38
00:02:04,650 --> 00:02:05,560
‫آخ!

39
00:02:14,440 --> 00:02:15,820
‫توپ آتشین!

40
00:02:34,980 --> 00:02:38,050
‫آها، پس اون یکی رو زدی زمین؟

41
00:02:45,490 --> 00:02:47,440
‫دمت گرم!

42
00:02:48,880 --> 00:02:54,400
‫دختر جوانی که ردای سفید پوشیده بود،
‫لبخند درخشانی زد.

43
00:02:54,990 --> 00:02:58,050
‫یک راهبه از کلیسای اوریجین؟

44
00:02:56,490 --> 00:02:58,820
‫نام: سارا انویلن
‫عنصر: نور
‫مجموع آمار: ۱۰۶۹

45
00:04:32,000 --> 00:04:34,710
‫فساد
‫خلوص

46
00:04:34,710 --> 00:04:37,010
‫خلوص و فساد

47
00:04:38,150 --> 00:04:40,340
‫لیچ منکتی؟

48
00:04:40,340 --> 00:04:42,930
‫صبر کن، همون مغازه منکتی؟

49
00:04:43,630 --> 00:04:46,020
‫واقعاً ازتون ممنونم.

50
00:04:46,410 --> 00:04:51,070
‫این وظیفه منه به عنوان یه راهبه
‫که آدم بدا رو از پا دربیارم.

51
00:04:51,070 --> 00:04:55,620
‫راستی، من سارا انویلن هستم،
‫از کلیسای مرکزی.

52
00:04:55,620 --> 00:04:56,760
‫شما چطور، خانم؟

53
00:04:56,760 --> 00:05:00,450
‫من «فلام» هستم، یه ماجراجو
‫در منطقه غربی.

54
00:05:00,450 --> 00:05:01,790
‫اینم میل‌کیته.

55
00:05:01,790 --> 00:05:04,070
‫من به اربابم خدمت می‌کنم.

56
00:05:04,370 --> 00:05:08,840
‫«فلام»؟ این اسم رو کجا شنیدم؟

57
00:05:08,840 --> 00:05:10,330
‫منم داشتم به همین فکر می‌کردم.

58
00:05:11,350 --> 00:05:12,490
‫احتمالاً اشتباه می‌کنید.

59
00:05:12,490 --> 00:05:15,540
‫خب، دوست دارم محبت شما دو نفر رو
‫بخاطر کمکی که کردید جبران کنم.

60
00:05:15,850 --> 00:05:17,630
‫لازم نیست.

61
00:05:17,630 --> 00:05:19,510
‫آره، من چیزی نیاز ندارم.

62
00:05:19,870 --> 00:05:21,430
‫تازه، این آدما...

63
00:05:21,910 --> 00:05:23,530
‫احتمالاً به‌زودی دوباره خلاف می‌کنن.

64
00:05:23,530 --> 00:05:24,890
‫ها؟ واقعاً؟

65
00:05:24,890 --> 00:05:26,680
‫من... من...

66
00:05:27,680 --> 00:05:30,060
‫شپلق!!

67
00:05:27,800 --> 00:05:30,150
‫چند بار باید بهت بگم
‫یواشکی ناخنک نزن؟

68
00:05:30,440 --> 00:05:33,650
‫من وقتی یه درس دردناک می‌گیرم
‫دیگه هیچ‌وقت اون اشتباه رو تکرار نمی‌کنم.

69
00:05:35,340 --> 00:05:36,610
‫سارا...

70
00:05:37,110 --> 00:05:41,420
‫آدم بدای واقعی حتی وقتی تنبیه میشن
‫هم آدم نمیشن و درس نمی‌گیرن.

71
00:05:41,420 --> 00:05:44,740
‫هعی... خیلی غم‌انگیزه.

72
00:05:45,050 --> 00:05:47,950
‫به هر حال، بیایید نگهبان‌ها رو خبر کنیم.

73
00:05:48,310 --> 00:05:51,160
‫پس من میرم چندتا از دوستامو بیارم.

74
00:05:51,160 --> 00:05:53,540
‫غرررر!

75
00:05:51,160 --> 00:05:53,540
‫فرار فرار فرار

76
00:05:53,920 --> 00:05:55,830
‫چه دختر معصوم و نازیه.

77
00:05:55,830 --> 00:05:56,680
‫آره.

78
00:05:56,680 --> 00:05:58,210
‫راستی، فلام.

79
00:05:58,210 --> 00:05:58,670
‫بله؟

80
00:05:58,670 --> 00:06:02,340
‫گفتی ماجراجویی. اگه اشکالی نداره...

81
00:06:02,790 --> 00:06:06,720
‫میشه یه درخواست کاری از من قبول کنی؟

82
00:06:06,980 --> 00:06:10,220
‫ولی من فقط رتبه‌ی F هستم.

83
00:06:10,690 --> 00:06:12,180
‫با این مهارت‌هایی که نشون دادی؟

84
00:06:12,180 --> 00:06:15,230
‫پس دلیل بیشتری دارم که از تو بخوام.

85
00:06:15,760 --> 00:06:20,190
‫اگه از طریق انجمن اقدام نمی‌کنه،
‫حتماً درخواستش از نظر قانونی مشکل داره.

86
00:06:20,530 --> 00:06:22,110
‫خواهش می‌کنم!

87
00:06:22,670 --> 00:06:27,070
‫ولی آدم بدی به نظر نمی‌رسه.

88
00:06:28,050 --> 00:06:30,520
‫حداقل می‌تونم حرفش رو بشنوم.

89
00:06:33,100 --> 00:06:36,540
‫ببینید، همسرم بیمار شده.

90
00:06:40,650 --> 00:06:45,750
‫در گذشته، بیماری‌ها و جراحات توسط
‫حکیم‌ها و عطارها درمان می‌شد.

91
00:06:47,420 --> 00:06:51,680
‫این روزها، کشیش‌ها و راهبه‌ها از
‫جادوی شفابخش برای همون کار استفاده می‌کنن.

92
00:06:52,760 --> 00:06:54,060
‫با این حال...

93
00:06:55,490 --> 00:06:59,590
‫به خدایان ایمان داشته باشید
‫و منتظر بهبودی‌اش بمانید.

94
00:07:01,150 --> 00:07:04,160
‫اگر ایمانتان قوی باشد،
‫او قطعاً نجات خواهد یافت.

95
00:07:05,440 --> 00:07:08,700
‫بیماری‌ها و سمومی هست که
‫جادو نمی‌تونه درمانشون کنه.

96
00:07:09,320 --> 00:07:12,330
‫بعضی‌ از اونا رو میشه با دارو درمان کرد،

97
00:07:13,400 --> 00:07:18,240
‫اما کلیسا ساخت داروهای گیاهی رو ممنوع کرد،

98
00:07:18,240 --> 00:07:20,960
‫با این ادعا که برخلاف اراده
‫«اوریجین»، خالق یکتاست.

99
00:07:21,680 --> 00:07:24,520
‫من چندتا کتاب گیاه‌شناسی رو بررسی کردم،

100
00:07:24,980 --> 00:07:30,430
‫و فهمیدم دارویی که از گل «کیالاهری» ساخته میشه
‫ممکنه بتونه درمانش کنه.

101
00:07:30,430 --> 00:07:32,760
‫پس بخاطر همینه که مستقیماً از من خواستی.

102
00:07:33,270 --> 00:07:35,100
‫البته پاداش خوبی بهت میدم.

103
00:07:35,610 --> 00:07:37,730
‫پس قراره به کسی کمک کنم، ها؟

104
00:07:37,730 --> 00:07:41,570
‫و حذف کردن انجمن یعنی حذف کمیسیون اونا،
‫که اینم خودش خوبه.

105
00:07:42,090 --> 00:07:45,070
‫ولی اگه بوی این کار به مشام کلیسا برسه...

106
00:07:45,540 --> 00:07:49,070
‫می‌دونم این درخواست چقدر خطرناکه.
‫ولی اون همسرمه!

107
00:07:50,430 --> 00:07:53,870
‫اگه به‌زودی دارو بهش نرسه،

108
00:07:54,590 --> 00:07:55,830
‫زنده نمی‌مونه.

109
00:07:59,120 --> 00:08:02,130
‫بسیار خب. درخواستت رو قبول می‌کنم.

110
00:08:02,570 --> 00:08:03,780
‫واقعاً؟

111
00:08:06,050 --> 00:08:07,910
‫خیلی ازت ممنونم!

112
00:08:09,990 --> 00:08:12,850
‫«اد»، «جانی»، اونجا رو ببینید!

113
00:08:14,180 --> 00:08:15,060
‫اه.

114
00:08:15,420 --> 00:08:20,040
‫اینا نوچه‌های «دین» هستن.
‫بازم قراره از دستمون عصبانی بشه.

115
00:08:20,040 --> 00:08:24,560
‫برای ما شوالیه‌های کلیسا، اینکه خلافکارا
‫ازمون متنفر باشن، مایه افتخاره.

116
00:08:24,560 --> 00:08:27,720
‫غر نزن. بیا کارشون رو تموم کنیم.

117
00:08:31,410 --> 00:08:35,700
‫خادمان خدایان، که اجازه دارند
‫از حلقه‌های نور استفاده کنند...

118
00:08:36,120 --> 00:08:38,220
‫اونا شوالیه‌های کلیسا هستن.

119
00:08:39,670 --> 00:08:42,130
‫ممنون بابت راهنمایی، سارا.

120
00:08:42,130 --> 00:08:45,880
‫هوی! تمومش کنین!

121
00:08:46,210 --> 00:08:47,760
‫می‌بینمت، سارا.

122
00:08:50,230 --> 00:08:52,340
‫موفق باشی!

123
00:08:53,150 --> 00:08:54,540
‫راستی، آقای لیچ.

124
00:08:54,540 --> 00:08:55,760
‫بـ-بله؟

125
00:08:56,070 --> 00:08:59,170
‫چیزی نگرانت کرده؟

126
00:08:59,170 --> 00:09:01,400
‫شاید چیزی مربوط به گیاهان دارویی؟

127
00:09:02,490 --> 00:09:05,660
‫نه. چی باعث شد همچین فکری کنی؟

128
00:09:05,660 --> 00:09:09,900
‫چون یکی رو می‌شناختم که همین قیافه
‫و همین مشکل رو داشت.

129
00:09:09,900 --> 00:09:13,440
‫برای همین رفتم گیاهانی که نیاز داشت رو
‫پیدا کردم و بهش دادم.

130
00:09:13,440 --> 00:09:16,630
‫بهشون گیاه دارویی دادی؟ با اینکه
‫عضو کلیسا هستی؟

131
00:09:16,630 --> 00:09:18,660
‫اینش مهم نیست.

132
00:09:19,710 --> 00:09:21,320
‫اگه کسی نیازمند باشه،

133
00:09:21,320 --> 00:09:23,520
‫کمک کردن بهش کار روحانیونه.

134
00:09:21,320 --> 00:09:24,380
‫...کمک کردن بهشون کار روحانیونه، سارا.

135
00:09:24,680 --> 00:09:27,320
‫خواهر «ماریا» اینو بهم یاد داده.

136
00:09:27,320 --> 00:09:31,340
‫اون یه آدم فوق‌العاده‌ست که داره
‫با قهرمان‌ها ماجراجویی می‌کنه!

137
00:09:32,120 --> 00:09:33,180
‫ماریا...

138
00:09:34,520 --> 00:09:38,520
‫اگه دارو می‌تونه کسایی رو نجات بده که جادو نمی‌تونه،
‫چرا *نباید* ازش استفاده کنیم؟

139
00:09:38,970 --> 00:09:41,900
‫فقط لطفاً به کسی نگو که اینو گفتم.

140
00:09:41,900 --> 00:09:44,400
‫اگه بفهمن برام شر میشه.

141
00:09:44,960 --> 00:09:47,360
‫می‌خوام کمکتون کنم، آقای لیچ.

142
00:09:48,150 --> 00:09:52,990
‫فکر کنم بتونم مفید باشم، چون کلی کتاب
‫گیاه‌شناسی توی کلیسا باقی مونده.

143
00:09:53,470 --> 00:09:55,410
‫کلیسا کتاب گیاه‌شناسی داره؟

144
00:10:00,180 --> 00:10:01,290
‫موضوع اینه که...

145
00:10:01,290 --> 00:10:03,420
‫انجمن صنفی

146
00:10:02,610 --> 00:10:04,470
‫دین! فیل!

147
00:10:05,470 --> 00:10:08,020
‫چی؟ گریمی و کوارانته دستگیر شدن؟

148
00:10:08,020 --> 00:10:09,960
‫لعنت به اون دختر برده!

149
00:10:14,890 --> 00:10:17,600
‫وقتشه که سر جاش بشونیمش.

150
00:10:17,940 --> 00:10:19,910
‫دولف! بیتلی!

151
00:10:21,020 --> 00:10:24,480
‫نام: خورشت خامه داغ

152
00:10:21,820 --> 00:10:23,070
‫ممنون بابت غذا.

153
00:10:23,070 --> 00:10:24,480
‫خوردید؟

154
00:10:24,840 --> 00:10:27,490
‫ببخشید. الان زیاد اشتها ندارم.

155
00:10:29,820 --> 00:10:32,110
‫اشغال شده

156
00:10:32,460 --> 00:10:36,640
‫اون یه آدم فوق‌العاده‌ست که داره
‫با قهرمان‌ها ماجراجویی می‌کنه!

157
00:10:37,070 --> 00:10:39,130
‫ممنون، ماریا.

158
00:10:39,130 --> 00:10:41,460
‫حرفشم نزن. این وظیفه منه.

159
00:10:42,910 --> 00:10:47,440
‫نکن. درمان کردن اون هدر دادن مانای توئه.

160
00:10:48,570 --> 00:10:49,830
‫ببخشید.

161
00:11:08,150 --> 00:11:12,380
‫حالتون خوبه، ارباب؟ احساس کسالت دارید؟

162
00:11:12,380 --> 00:11:17,030
‫نه. فقط یکم دلم گرفته چون
‫یاد یکی از اعضای گروه قدیمی‌ام افتادم.

163
00:11:17,450 --> 00:11:20,210
‫نکنه همون شخصی به اسم «ماریا» باشه؟

164
00:11:20,780 --> 00:11:22,180
‫از کجا فهمیدی؟

165
00:11:22,180 --> 00:11:26,960
‫چون وقتی اسمش اومد قیافه‌تون درهم رفت.

166
00:11:27,910 --> 00:11:33,920
‫مچم رو گرفتی. راستش من قبل از این ماجراها
‫عضو گروه قهرمان‌ها بودم.

167
00:11:34,710 --> 00:11:36,680
‫اسم «سیریل سوییچکا» رو شنیدی؟

168
00:11:37,730 --> 00:11:38,340
‫شنیدم.

169
00:11:38,740 --> 00:11:41,810
‫«اترنا» و «گادیو» هم اونجا بودن.

170
00:11:42,150 --> 00:11:45,310
‫توی میدون جنگ جنازه‌های زیادی پیدا می‌کنی.

171
00:11:45,310 --> 00:11:49,880
‫رسمه که هر تجهیزات خوبی که دارن رو
‫برای خودت برداری.

172
00:11:49,880 --> 00:11:54,060
‫ولی گاهی وقتا وسایلی پیدا می‌کنی که
‫با ارواح کینه‌توز مردگان تسخیر شده.

173
00:11:54,060 --> 00:11:56,190
‫ما بهشون میگیم «تجهیزات نفرین‌شده».

174
00:11:56,500 --> 00:12:00,240
‫گادیو کسی بود که بهم یاد داد چطور
‫از تجهیزات مرده‌ها استفاده کنم.

175
00:12:00,670 --> 00:12:04,950
‫اترنا حتی از منم جوون‌تر به نظر میاد،
‫ولی خیلی بیشتر حالیشه.

176
00:12:04,950 --> 00:12:07,400
‫سم «موستاردو» رو میشه با دارو درمان کرد.

177
00:12:08,410 --> 00:12:10,090
‫ولی دیگه طبیبی وجود نداره.

178
00:12:10,090 --> 00:12:12,460
‫با حمایت دولت،

179
00:12:12,460 --> 00:12:15,490
‫کلیسا سعی کرد با حذف اونا، انحصار طبابت
‫رو به دست بگیره.

180
00:12:15,490 --> 00:12:19,020
‫ولی اینطور نیست که دانش و مهارتشون
‫برای همیشه از بین رفته باشه.

181
00:12:19,020 --> 00:12:20,930
‫حداقل درون من هنوز زنده‌ست.

182
00:12:21,470 --> 00:12:24,890
‫جفتشون واقعاً باهام مهربون بودن.

183
00:12:25,260 --> 00:12:28,980
‫یه روز میگیم اترنا صورتت رو درمان کنه.

184
00:12:28,980 --> 00:12:31,600
‫مطمئنم که می‌تونه پادزهرش رو بسازه.

185
00:12:31,600 --> 00:12:33,860
‫نمی‌دونستم انقدر آدم مهمی هستید، ارباب.

186
00:12:35,550 --> 00:12:39,900
‫اصلاً. منو انداختن بیرون چون بار اضافه بودم.

187
00:12:39,900 --> 00:12:42,450
‫حتی این داغی که هیچ‌وقت پاک نمیشه رو روم گذاشتن.

188
00:12:43,120 --> 00:12:47,790
‫هنوزم نمی‌فهمم چرا من انتخاب شدم.

189
00:12:51,000 --> 00:12:52,790
‫شهاب‌سنگ آبی!

190
00:13:01,290 --> 00:13:03,510
‫این اصلاً کافی نیست!

191
00:13:03,770 --> 00:13:06,180
‫شعله روح!

192
00:13:08,330 --> 00:13:09,980
‫سیریل، از «شجاعت» استفاده کن.

193
00:13:14,630 --> 00:13:18,050
‫چرا؟ چرا نمی‌تونی از شجاعت استفاده کنی؟

194
00:13:18,050 --> 00:13:21,280
‫چرا ناتوان شدی و نمی‌تونی از
‫بزرگترین دارایی یه قهرمان استفاده کنی؟

195
00:13:21,610 --> 00:13:25,530
‫چرا همش حواست با فکر کردن به اون
‫فلام به‌دردنخور پرت میشه؟

196
00:13:26,040 --> 00:13:28,150
‫این احساسات مسخره رو بریز دور!

197
00:13:28,500 --> 00:13:31,960
‫این کافی نیست. حرارت! حرارت بیشتری می‌خوام!

198
00:13:32,400 --> 00:13:36,750
‫شما تنها کسایی هستید که می‌تونید ما
‫سه فرمانده شیاطین رو حسابی داغ کنید!

199
00:13:36,750 --> 00:13:40,090
‫داغ کنید و کوفت،
‫تو ای خوره جنگِ احمق!

200
00:13:40,090 --> 00:13:43,430
‫آی... واسه چی زدی، نیگاس؟!

201
00:13:43,810 --> 00:13:46,520
‫دستورات پادشاه شیاطین رو فراموش کردی؟

202
00:13:46,520 --> 00:13:50,140
‫راست میگی. هیچ انسانی رو نکشید.

203
00:13:50,710 --> 00:13:55,360
‫می‌بینمتون، ای قهرمان‌های ویرانگر صلح.

204
00:13:55,660 --> 00:13:59,070
‫دفعه بعد بهتره آماده باشید
‫که با تمام قدرت بجنگید!

205
00:13:59,380 --> 00:14:01,600
‫صبر کن، کارمون هنوز تموم نشده...

206
00:14:03,070 --> 00:14:04,430
‫اترنا.

207
00:14:04,430 --> 00:14:08,740
‫اگه می‌تونستی از جادوی آب قوی‌تری استفاده کنی
‫این اتفاق نمی‌افتاد.

208
00:14:09,270 --> 00:14:10,620
‫داری تقصیر رو میندازی گردن *من*؟

209
00:14:10,620 --> 00:14:12,580
‫تمومش کن، جین.

210
00:14:13,900 --> 00:14:18,170
‫شیاطین باید نابود بشن.
‫تک‌تکشون.

211
00:14:34,020 --> 00:14:35,730
‫این واقعاً خوشمزه‌ست.

212
00:14:36,410 --> 00:14:37,940
‫ای بابا، میل‌کیت.

213
00:14:37,940 --> 00:14:40,340
‫پس دستپختت هم خوبه.

214
00:14:40,940 --> 00:14:43,140
‫خوشحالم که دوست داری.

215
00:14:45,960 --> 00:14:47,710
‫ممنون، میل‌کیت.

216
00:14:49,140 --> 00:14:52,120
‫ممنون که با ما هم تقسیم کردی.

217
00:14:52,120 --> 00:14:56,500
‫خواهش می‌کنم. ارباب دیشب خیلی کم غذا خورد،

218
00:14:56,500 --> 00:14:58,340
‫بخاطر همین من زیاد درست کردم.

219
00:14:56,500 --> 00:14:58,340
‫نام: ساندویچ

220
00:14:58,630 --> 00:15:00,710
‫پس من یکم دیگه می‌خورم.

221
00:15:00,710 --> 00:15:02,880
‫منم بازم می‌خوام!

222
00:15:03,590 --> 00:15:04,800
‫بزن بریم.

223
00:15:04,800 --> 00:15:06,610
‫باید از تو هم تشکر کنم، سارا.

224
00:15:06,610 --> 00:15:09,050
‫کمکمون کردی بفهمیم «کیالاهری» کجا رشد می‌کنه.

225
00:15:10,140 --> 00:15:12,750
‫کمک به مردم وظیفه یه راهبه‌ست!

226
00:15:20,310 --> 00:15:21,320
‫وای!

227
00:15:21,770 --> 00:15:23,300
‫وقتی تا اینجا میای،

228
00:15:23,300 --> 00:15:25,900
‫کوه‌ها خیلی بزرگ به نظر میرسن!

229
00:15:29,600 --> 00:15:30,800
‫میگم سارا.

230
00:15:31,230 --> 00:15:33,450
‫اون چیه پشت گردنت؟

231
00:15:33,450 --> 00:15:36,960
‫آها، این؟ نشانه مومنان هست.

232
00:15:37,410 --> 00:15:41,750
‫زادگاه من قبلاً خدایی غیر از
‫ارباب اوریجین رو می‌پرستید،

233
00:15:41,750 --> 00:15:44,570
‫و پدر و مادرم پیروان متعصبی بودن.

234
00:15:45,540 --> 00:15:49,800
‫البته دیگه اونجا وجود نداره.
‫توسط شیاطین نابود شد.

235
00:15:51,050 --> 00:15:52,870
‫هشت سال پیش بود.

236
00:15:52,870 --> 00:15:56,100
‫فقط دو سالم بود،
‫بخاطر همین اصلاً یادم نمیاد.

237
00:15:58,950 --> 00:16:02,690
‫روستای خواهر ماریا هم
‫به سرنوشت مشابهی دچار شد.

238
00:16:03,130 --> 00:16:07,070
‫شاید برای همینه که اینقدر منو لوس می‌کرد.

239
00:16:09,450 --> 00:16:12,610
‫پس بخاطر همینه که همیشه جلوی شیاطین
‫عجیب رفتار می‌کرد.

240
00:16:12,610 --> 00:16:15,620
‫حتماً بخاطر نابود کردن خونه‌ش
‫ازشون متنفره.

241
00:16:15,890 --> 00:16:20,720
‫حتی الانم، شیاطین به قلمرو انسان‌ها حمله می‌کنن
‫و خرابی‌های زیادی به بار میارن.

242
00:16:20,720 --> 00:16:22,590
‫صبر کن، واقعاً؟

243
00:16:23,010 --> 00:16:25,070
‫علنی‌اش نمی‌کنن،

244
00:16:25,070 --> 00:16:28,260
‫ولی کلی شهر تو مناطق دورافتاده
‫از روی نقشه محو شدن.

245
00:16:28,260 --> 00:16:31,090
‫خوشبختانه، هنوز به نظر نمیاد کسی کشته شده باشه.

246
00:16:32,030 --> 00:16:34,150
‫ولی نباید گذاشت قسر در برن.

247
00:16:34,150 --> 00:16:38,400
‫اگه شیطانی ببینم،
‫حتماً ترتیبشو میدم.

248
00:16:45,790 --> 00:16:48,020
‫اگه داریم از پل رد می‌شیم،

249
00:16:48,020 --> 00:16:49,820
‫یعنی به‌زودی به «آنیچیدی» می‌رسیم.

250
00:16:52,580 --> 00:16:54,460
‫پسرم در جریانم گذاشت.

251
00:16:54,460 --> 00:16:58,270
‫تحت تأثیر قرار گرفتم که برای کار تبلیغ مذهبی
‫تا اینجا اومدین.

252
00:16:58,270 --> 00:17:00,010
‫بفرمایید داخل.

253
00:17:00,010 --> 00:17:01,200
‫ممنون که پذیرای ما هستید.

254
00:17:02,610 --> 00:17:04,780
‫بله، اومدم تا پیام رو گسترش بدم!

255
00:17:04,780 --> 00:17:06,660
‫چند روزی مزاحمتون می‌شیم.

256
00:17:07,180 --> 00:17:09,630
‫مأموریت جمع‌آوری گیاهانمون
‫باید مخفی بمونه.

257
00:17:09,630 --> 00:17:11,340
‫پوره سیب‌زمینی - ماهی سرخ‌شده - آبگوشت
‫کتلت ماهی رودخانه
‫تفت کلم و بامبو
‫تفت جوانه و فلفل

258
00:17:18,310 --> 00:17:19,660
‫انجامش بدیم؟

259
00:17:19,660 --> 00:17:20,560
‫پرسیدن داره؟

260
00:17:28,390 --> 00:17:30,200
‫بیا، میل‌کیت.

261
00:17:38,460 --> 00:17:40,080
‫امم، ارباب؟

262
00:17:41,510 --> 00:17:43,290
‫هدف از این رفتار چیه؟

263
00:17:43,580 --> 00:17:47,460
‫شیرجه زدن توی یه تخت نرم و پف‌دار
‫توی ذات انسانه.

264
00:17:47,460 --> 00:17:49,640
‫معلومه که هست!

265
00:17:52,040 --> 00:17:52,970
‫دوستش داری؟

266
00:17:55,640 --> 00:17:57,350
‫نمی‌دونم.

267
00:18:04,150 --> 00:18:09,860
‫روز بعد، من و سارا به سمت غارهایی که
‫یک ساعت با روستا فاصله داشت راه افتادیم.

268
00:18:10,580 --> 00:18:12,320
‫میل‌کیت همونجا موند.

269
00:18:12,660 --> 00:18:16,280
‫یه جانور ترسناک؟ حتماً فقط یکی دوتا
‫هیولای معمولیه دیگه.

270
00:18:16,280 --> 00:18:20,400
‫ولی میگن هیچ‌کس که اونو دیده
‫زنده نمونده که تعریف کنه.

271
00:18:20,400 --> 00:18:24,000
‫باورم نمیشه همچین چیز ترسناکی
‫توی غارهای ما کمین کرده.

272
00:18:24,390 --> 00:18:27,900
‫گروه‌های ماجراجویی زیادی رو دیدم
‫که برای جمع کردن گیاه رفتن اونجا،

273
00:18:27,900 --> 00:18:30,160
‫ولی حتی یک نفر هم برنگشت.

274
00:18:31,670 --> 00:18:33,210
‫ارباب...

275
00:18:33,210 --> 00:18:34,050
‫اون چیه؟

276
00:18:34,750 --> 00:18:35,590
‫اسکن.

277
00:18:35,590 --> 00:18:38,510
‫نام: غول (اوگر)
‫عنصر: زمین
‫مجموع آمار: ۱۴۵۷

278
00:18:36,550 --> 00:18:37,560
‫یه غول.

279
00:18:39,040 --> 00:18:40,490
‫باشه، سارا.

280
00:18:41,230 --> 00:18:42,080
‫بریم تو کارش.

281
00:18:42,840 --> 00:18:43,770
‫بزن بریم!

282
00:18:54,150 --> 00:18:56,500
‫اوه، عجب، معکوس؟

283
00:18:56,500 --> 00:19:00,090
‫آره. تنها کاری که می‌کنه اینه که
‫بهم اجازه میده از سلاح‌های نفرین‌شده استفاده کنم.

284
00:19:00,090 --> 00:19:01,590
‫کار خاص دیگه‌ای نمی‌کنه.

285
00:19:07,240 --> 00:19:08,160
‫وای.

286
00:19:10,110 --> 00:19:13,590
‫یه باغ کامل توی این غارهاست!

287
00:19:14,020 --> 00:19:16,740
‫حالا می‌فهمم.

288
00:19:16,740 --> 00:19:20,810
‫با این‌همه گیاه، احتمالاً قدیما
‫جای پرطرفداری بوده.

289
00:19:21,140 --> 00:19:23,590
‫خیلی خب، بیایید دنبال اون «کیالاهری» بگردیم!

290
00:19:23,590 --> 00:19:25,520
‫حتماً پیداش می‌کنیم!

291
00:19:26,170 --> 00:19:28,730
‫خب، کدومش کیالاهریه؟

292
00:19:28,730 --> 00:19:31,090
‫یه گل آبیه.

293
00:19:31,090 --> 00:19:32,310
‫آبی؟ گرفتم.

294
00:19:34,640 --> 00:19:35,740
‫چرا؟

295
00:19:36,930 --> 00:19:38,200
‫اونان!

296
00:19:39,050 --> 00:19:41,050
‫راه برگشتمون بسته‌ست!

297
00:19:41,050 --> 00:19:42,460
‫نوچه‌های دین...

298
00:19:42,460 --> 00:19:44,760
‫چرا اینا اینجان؟

299
00:19:45,210 --> 00:19:47,120
‫ممکنه برای انتقام باشه؟

300
00:19:47,120 --> 00:19:48,840
‫احتمالش هست.

301
00:19:48,840 --> 00:19:52,950
‫«دین» همون رئیس عوضی اون
‫اراذل منطقه غربیه، درسته؟

302
00:19:52,950 --> 00:19:55,340
‫همه‌شون رو به سزای اعمالشون می‌رسونم!

303
00:19:57,730 --> 00:19:59,980
‫چیز عجیبی گفتم؟

304
00:19:59,980 --> 00:20:02,910
‫نه، حالمو بهتر کردی.
‫ممنون، سارا.

305
00:20:02,910 --> 00:20:04,310
‫هنوز زوده واسه تشکر.

306
00:20:04,660 --> 00:20:06,980
‫اول باید از اینجا بریم بیرون.

307
00:20:09,630 --> 00:20:11,310
‫یه غول دیگه...

308
00:20:14,040 --> 00:20:16,150
‫نه... یه چیز دیگه‌ست.

309
00:20:16,150 --> 00:20:18,930
‫غوله صورت نداشت.

310
00:20:18,930 --> 00:20:21,940
‫جاش یه گرداب مارپیچی بود،

311
00:20:21,940 --> 00:20:27,360
‫که می‌تپید و در جهت عقربه‌های ساعت می‌چرخید.

312
00:20:29,970 --> 00:20:32,040
‫اون دیگه چه کوفتیه؟

313
00:20:32,040 --> 00:20:32,920
‫اسکن.

314
00:20:32,590 --> 00:20:34,960
‫پیـدات کـردم
‫بی‌نهایت چـرا از مـن فـرار می‌کـنی
‫قـدرت: ۷گناه - جـادو: تـقاص تـقاص تـقاص
‫آمار: سرنـوشت عشـق مـرده
‫سرعت: تنـها رسـتگاری - مـرگ: ۱۴

315
00:20:34,960 --> 00:20:37,050
‫تـقاص گناهـانت رو پـس بـده فـلام اپریـکات

316
00:20:38,130 --> 00:20:40,100
‫چرا اسم تو اونجاست؟

317
00:20:40,100 --> 00:20:41,760
‫نمی‌دونم، ولی...

318
00:20:54,970 --> 00:20:56,230
‫خـ-خانم!

319
00:20:56,550 --> 00:20:58,030
‫باید جلوی خونریزی رو بگیریم!

320
00:20:58,770 --> 00:20:59,900
‫درمان!

321
00:21:02,230 --> 00:21:04,030
‫ولی من جادوی درمان زدم!

322
00:21:04,030 --> 00:21:06,370
‫چرا؟ بخاطر «معکوس»؟

323
00:21:06,370 --> 00:21:08,200
‫نمی‌خواستم بهت صدمه بزنم!

324
00:21:08,500 --> 00:21:09,610
‫اشکالی نداره!

325
00:21:10,430 --> 00:21:11,420
‫خانم!

326
00:21:11,420 --> 00:21:12,720
‫فقط فرار کن!

327
00:21:12,720 --> 00:21:14,040
‫فرار کنم؟

328
00:21:25,150 --> 00:21:26,310
‫خانم!

329
00:21:26,590 --> 00:21:28,540
‫من دیگه حالم خوبه.

330
00:21:28,540 --> 00:21:29,840
‫پات...

331
00:21:29,840 --> 00:21:31,770
‫این کاریه که «معکوس» می‌تونه بکنه.

332
00:21:32,860 --> 00:21:34,190
‫خیلی خب، بریم.

333
00:21:34,190 --> 00:21:35,450
‫گرفتم.

334
00:21:36,690 --> 00:21:37,530
‫بگیر که اومد!

335
00:21:40,190 --> 00:21:42,030
‫هیچ آسیبی بهش نمی‌زنیم.

336
00:21:42,030 --> 00:21:43,160
‫اینجوری نمی‌تونیم ببریم!

337
00:21:43,620 --> 00:21:45,070
‫حالا چی؟

338
00:21:45,070 --> 00:21:47,030
‫خروجی هم بسته‌ست.

339
00:21:48,870 --> 00:21:50,940
‫تنها کاری که می‌تونیم بکنیم فراره.

340
00:21:50,940 --> 00:21:52,560
‫توی این سوراخ؟

341
00:21:52,560 --> 00:21:54,960
‫جای دیگه‌ای واسه رفتن نیست!

342
00:21:57,750 --> 00:21:58,590
‫بریم!

343
00:21:58,590 --> 00:21:59,050
‫ها؟

